شنبه: زنم برای یک هفته به دیدن مادرش رفته و من و پسرم لحظاتی عالی را خواهیم گذراند. یک هفته تنها . عالیه. اول از همه باید یک برنامه هفتگی درست و حسابی تنظیم کنم. اینطوری میدونم که چه ساعتی باید از خواب بیدار بشم و چه مدتی را در رختخواب و چقدر وقت برای پختن غذا توی آشپزخانه صرف میکنم. همه چیز را به خوبی محاسبه کرده ام . وقت برای شستن ظرفها، مرتب کردن خانه و خرید کردن و همه روی کاغذ نوشته شده است. چقدر هم وقت آزاد برایم میماند. چرا زنها آنقدر از دست این کارهای جزیی و ساده شکایت دارند. درحالی که به این راحتی همه را میشود انجام داد . فقط به یک برنامه ریزی صحیح احتیاج است. یزاس شام هم من و پسرم استیک داریم. پس رومیزی قشنگی پهن کردم و بشقابهای قشنگی چیدم و شمع و یک دسته گل رز روی میز نهادم تا محیطی صمیمانه به وجود آورم. مدتها بود که آنقدر احساس راحتی نکرده بودم.
یکشنبه: باید تغییرات مختصری در برنامه ام بدهم. به پسرم متذکر شدم که هرروز جشن نمیگیرم و لازم هم نیست که آنقدر ظرف کثیف کنیم چون کسی که باید ظرفها را بشوید منم نه او! صبح منوجه شدم که آب پرتقال طبیعی چقدر زحمت دارد چون هربار باید آبمیوه گیری را شست بهتر این است که هر دو روز یکبار آب پرتقال بگیریم که ظرف کمنری بشویم.
دوشنبه: انگار کارهای خانه بیشتر از آنچه که پیش بینی کرده بودم وقت میگیرد. راه دیگری باید پیدا کنم. ازاین پس فقط غذاهای آماده مصرف میکنم. اینطوری وقت زیادی در آشپزخانه صرف نمیکنم. نباید که وقت آماده کردن و طبخ غذا بیش از زمانی باشد که صرف خوردن آن میکنیم. اما هنوز یک مشکل باقیست: اتاق خواب. مرتب کردن رختخواب خیلی پیچیده است. نمیدانم اصلا چرا باید هرروز تختخواب را مرتب کرد؟ درحالی که شب باز هم توی آن میخوابیم!!
سه شنبه: دیگر آب پرتقال نمیگیرم. میوه به این کوچکی و قشنگی چقدر همه جا را کثیف و نامرتب میکند! زنده باد آب پرتقالهای آماده و حاضری!! اصلا زنده باد همه غذاهای حاضری!
کشف اول: امروز بالاخره فهمیدم چه جوری از توی تخت بیرون بیایم بدون اینکه لحاف را به هم یزنم. اینطوری فقط صاف و مرتبش میکنم. البته با کمی تمرین خیلی زود یاد گرفتم. دیگر در تخت غلت هم نمیزنم.. پشتم کمی درد گرفته که با یک دوش آب گرم بهتر خواهد شد. ازاین پس هر روز صورتم را نمی تراشم و وقت گرانبهایم را هدر نمیدهم.
کشف دوم: ظرف شستن دارد دیوانه ام میکند.عجب کار بیخودی است! هربار بشقابهای تمیز را کثیف کنیم و بعد آن را بشوییم.
کشف سوم: فقط هفته ای یکبار جارو میزنم. برای صبحانه و شام هم سوسیس و کالباس می خوریم. چهارشنبه: دیگر آب میوه نمی خوریم. بسته های آب میوه خیلی سنگینند و حملشان خیلی مشکل است. کشف دیگر: خوردن سوسیس برای صبحانه عالیست. برای ظهر بد نیست اما برای شام دیگر از حلقم بیرون میزند. اگر مردی بیش از دو روز سوسیس بخورد احتمالا دچار تهوع خواهد شد!!
پنجشنبه: اصلا چرا باید موقع خوابیدن لباسم را بکنم در حالی که فردا صبح باز باید آن را بپوشم؟!!! ترجیح میدهم به جای زمانی که صرف این کار میکنم کمی استراحت کنم. از پتو هم دیگر استفاده نمیکنم تا تختم مرتب بماند.
پسرم همه جا را کثیف کرده . کلی دعوایش کردم .. آخر مگر من مستخدم هستم که هی باید جمع کنم و جارو بزنم؟ عجیب است ! این همان حرفهایی است که زنم گاهی میزند!
امروز دیگر باید ریشم را بتراشم .. اما اصلا دلم نمیخواهد . دیگر دارم عصبانی میشوم. برای صبحانه باید میز چید، چایی درست کرد، نان را خرد کرد. انجام همه این کارها دیوانه ام میکند.
برای راحتی کار دیگر شیر را با شیشه ، کره و پنیر را هم توی لفافش میخوریم و همه این کارها را هم کنار ظرفشویی انجام میدهیم. اینطوری دیگر جمع و جور کردن و میز چیدن هم نمیخواهد!
امروز لثه هایم کمی درد گرفته شاید برای اینکه میوه هم نمیخورم. چون ماشین ندارم و برایم خیلی مشکل است که میوه بخرم و به خانه بیاورم. امیدوارم که عفونت نکرده باشند. عصری زنم زنگ زد که آیا رختها رو شیشه ها را شسته ام؟ خنده عصبی سر دادم انگار که من وقت این کارها را داشتم!
توی حمام هم افتضاحی شده، لوله گرفته اما مهم نیست من که دیکر دوش نمیگیرم!
یک کشف جدید دیگر: من و پسرم با هم غذا میخوریم. آن هم سر یخچال! البته باید تند تند بخوریم چون در یخچال را که نمیشود مدت زیادی باز گذاشت.
جمعه: من و پسرم در تختمان مانده ایم تا تلویزیون نگاه کنیم. دیدن اینهمه تبلیغات مواد غذایی دهانمان را آب انداخته. با خستگی کمی غر و غر میکنیم. وقتش است که خودم را بشویم و ریشم را بتراشم و موهایم را شانه کنم و غذای بچه را آماده کنم و ظرفها را بشویم و جابه جا کنم، خرید کنم و بقیه کارها.... ولی واقعا قدرتش را ندارم. سرم گیج میرود و تار میبینم. حتی پسرم هم نایی ندارد. به تبعیت از غریزه مان به رستوران رفتیم و یک ساعتی را غذاهایی عالی و خوشمزه در ظروفی متعدد خوردیم. قبل از اینکه به هتل برویم و شب را در یک اتاق تمیز و مرتب بخوابیم، از خودم می پرسم آیا هرگز زنم به این راه حل فکر کرده بود؟
نوشته شده در چهارشنبه 1388/05/07 توسط مجید | لينك ثابت
|
متوسط عمر زنان ژاپنی 84 سال است؛ در حالیکه متوسط عمر زنان بوتسوانایی (کشوری در جنوب آفریقا) بیشتر از 39 سال نیست.
در روسیه سالانه بیش از 12 هزار زن در نتیجه خشونت های خانوادگی جان خود را از دست می دهند.
نیمی از شهروندان 15 ساله انگلیسی تجربه مصرف مواد مخدر را کسب کرده و یک چهارم جمعیت 15 ساله این کشور نیز سیگار مصرف می کند.
یک سوم کسانی که دچار چاقی مفرط هستند در کشورهای در حال توسعه زندگی می کنند.
در بین کشورهای توسعه یافته بیشترین آمار در مقوله بارداری زودهنگام به آمریکا و انگلستان اختصاص دارد.
آمار زنان گمشده چینی به 44 میلیون نفر می رسد.
تعداد زنان آرایشگر برزیلی از تعداد سربازان این کشور بیشتر است.
81 درصد اعدام های صورت گرفته در سال 2002 در سه کشور جهان به وقوع پیوسته.
اطلاعاتی که سوپرمارکت های انگلیسی درباره مشتری های خود جمع آوری می کنند، بیشتر از اطلاعاتی است که حکومت این کشور درباره شهروندانش دارد.
در اتحادیه اروپا روزانه هر راس گاو به میزان 5/2 دلار مورد حمایت مالی قرار می گیرد، اما 75 درصد جمعیت قاره آفریقا با پولی بسیار کمتر از این رقم به زندگی روزانه خود ادامه می دهند.
در بیش از 70 کشور جهان روابط همجنسگرایان ممنوع اعلام شده و در نه کشور دیگر نیز برای این کار مجازات مرگ را در نظر گرفته اند.
یک پنجم جمعیت دنیا با درآمد روزانه کمتر از یک دلار به حیات خود ادامه می دهند.
13 میلیون و دویست هزار آمریکایی در طول یک سال مورد جراحی زیبایی قرار گرفته اند.
در اثر انفجار مین های زمینی، هر ساعت یک انسان جان خود را از دست می دهد و یک نفر دیگر نیز دچار معلولیت می شود.
در هندوستان 44 میلیون کودک به عنوان کارگر مورد استفاده قرار می گیرند.
در کشوهای صنعتی روزانه 6تا7 کیلوگرم مواد افزودنی وارد بدن انسان ها می شود.
پردرآمدترین ورزشکار جهان، «تایگر وودز» گلف باز، در طول سال 78میلیون دلار و به عبارت دیگر در هر ثانیه 148 دلار درآمد کسب می کند.
در آمریکا هفت میلیون زن و یک میلیون مرد نظم غذایی خود را از دست داده اند.
در واشینگتن برای فعال نگه داشتن نمایندگان، 67 هزار نفر و به ازای هر نماینده کنگره 125 نفر مشغول فعالیت هستند.
تصادف وسایل نقلیه موتوری در هر دقیقه باعث مرگ دو نفر می شود.
از سال 1977 به این سو در کلینیک های کورتاژ آمریکا 80 هزار مورد اعمال خشونت و تجاوز به زنان گزارش شده است.
تعداد کسانی که طاق های طلایی «مک دونالد» را می شناسند، بیشتر از افرادی است که با تاج خار مسیحیت آشنایی دارند.
در کنیا یک سوم درآمد هر خانواده صرف رشوه دادن می شود.
رقم معاملات غیرقانونی مواد مخدر در جهان به 400 میلیارد دلار می رسد.
یک سوم آمریکایی ها سفر موجودات فضایی به زمین را باور می کنند.
در بیش از 150 کشور جهان اعمال شکنجه صورت می گیرد.
هر روز یک هفتم جمعیت جهان یعنی 800 میلیون نفر گرسنه می مانند.
احتمال زندانی شدن مردان سیاه پوست آمریکایی 33 درصد می باشد.
یک سوم جهان در شرایط جنگی به سر می برد.
احتمال دارد ذخایر نفتی جهان در سال 2040 به پایان برسد.
82 درصد سیگاری های جهان در کشورهای در حال توسعه زندگی می کنند.
70 درصد مردم جهان غیر از زبان رایج در کشورشان هیچ زبان دیگری را نشنیده اند.
یک چهارم درگیری های مسلحانه برای دست یابی به منابع طبیعی صورت می گیرد.
در قاره آفریقا 30 میلیون نفر به ایدز مبتلا شده اند.
هر سال ده زبان به جمع زبان های مرده دنیا می پیوندد.
تعداد افرادی که در اثر خودکشی جان خود را از دست می دهند، بیشتر از تعداد کسانی است که ضمن درگیری ها کشته می شوند.
در آمریکا هر هفته به طور متوسط 88 دانش آموز به شکل مسلح وارد کلاس درس می شوند.
در جهان حداقل 300 هزار نفر زندانی عقیدتی وجود دارد.
هر سال دو میلیون دختر جوان و زن ختنه می شوند.
در نبردهای مسلحانه سراسر جهان 300 هزار سرباز کودک در حال جنگیدن هستند.
در انتخابات سال 2001 انگلستان 26 میلیون نفر شرکت کردند، در حالیکه همان سال و در جریان نخستین دور انتخاب Pop Idol انگلستان 32 میلیون انگلیسی رای دادند.
ارزش مالی بازار فروش فیلم های پورنوگرافی در آمریکا ده میلیارد دلار برآورد می شود.
هزینه تسلیحاتی آمریکا 33 برابر بیشتر از هفت دولتی است که کاخ سفید آنها را با لقب «دولت های قلدر» معرفی می کند.
در دنیا 27 میلیون برده وجود دارد.
آمریکایی ها در هر ساعت 5/2 میلیون عدد بطری پلاستیکی را به جمع زباله ها اضافه می کنند. یعنی در عرض سه هفته می توان با روی هم گذاشتن این بطری ها با خطی پلاستیکی کره زمین را به کره ماه متصل کرد.
هر انگلیسی روزانه به طور متوسط 300 بار در محوطه تحت پوشش دوربین های مدار بسته قرار می گیرد.
120 هزار زن و دختر جوان هر سال به خریدارانی در اروپای غربی فروخته می شوند.
هر عدد میوه کیوی که بوسیله هواپیما از زلاند نو به انگلستان حمل می شود، پنج برابر وزن خود گاز گلخانه ای به جو زمین اضافه می کند.
بدهی آمریکا به سازمان ملل متحد از مرز یک میلیارد دلار گذشته است.
احتمال بروز مشکلات روانی در فرزندان خانواده های فقیر، سه برابر بیشتر از احتمال بروز همین مشکلات در کودکان خانواده های مرفه می باشد.
نوشته شده در چهارشنبه 1388/05/07 توسط مجید | لينك ثابت
|
یکی از مهمترین دغدغه هایی که کاربران یاهو مسنجر با آن مواجه هستند از بین رفتن آفلاین هایی است که دوستان برای آنها ارسال میکنند. به اصطلاح گاهی آفلاینهای یاهو مسنجر میپرد. این موضوع دلایل مختلفی دارد. در این ترفند قصد داریم به بررسی دلایل مختلف این پیش آمد بپردازیم و راه حل ساده مشاهده مجدد آفلاینها را به شما معرفی کنیم.
اما دلایلی که باعث میشوند آفلاینهای ما پاک شوند:
پائین بودن سرعت وصل شدن به سرور یاهو از آنجایی که بیشتر کاربران اینترنتی در ایران از سرویس اینترنتی تلفنی یا Dialup استفاده می کنند، از سرعت پائینی برخوردارند. و موقع وصل شدن به سرور یاهو مسنجر، به دلیل این که ارسال بسته های اینترنتی (Packets) به سرور یاهو بیش از حد معمول طول می کشد، لذا تصور یاهو بر این می شود که شما قطع شده اید و باید دوباره وصل شوید. در حالی که نصف عملیات Login شدن را انجام داده اید.در این حالت، به دلیل این که یک ارتباط (ولو ناموفق) با یاهو برقرار شده است، یاهو با احتساب این که شما به سرور وصل شده اید، آفلاین ها را برای شما ارسال می کند. و از محل نگهداری آن پاک می شود. و چون شما در برقراری تماس با یاهو ناموفق بوده اید، لذا دوباره وصل می شوید. که این عمل باعث می شود آفلاین های شما بپرد. چون طبق تصور یاهو، دیگر آفلاینی وجود ندارد که برای شما ارسال شود.البته در نسخه های 5 و به قبل یاهو مسنجر، هیچ وقت آفلاینها پاک نمی شدند. و خود شما باید آنها را پاک می کردید.
بد شانسی در ارتباط اینترنت چنانچه وقتی مسنجر شما در حال بالا آمدن باشد و به طور تصادفی اینترنت شما قطع (Disconnect) شود، متاسفانه پنجره آفلاین های شما خود به خود بسته می شود. که البته این کار نتیجه برنامه نویسی بد این قسمت یاهو مسنجر است. البته چنانچه از پشت LAN به یاهو وصل شده باشید، کمی طول می کشد تا قطع بودن شما به برنامه یاهو مسنجر ثابت شود.
زیاد بودن بیش از حد آفلاین ها کسانی که افراد زیادی آنها را Add کرده اند و مرتبا Send To All از افراد مختلف دریافت میکنند، معمولا در دریافت آفلاین ها مشکل دارند. چون یاهو از یک حدی بیشتر آفلاین ها را نگهداری نمی کند و چنانچه به بیش از حد مورد نظر برسد، تنها تعداد خاصی از آخرین آفلاین ها به نمایش در می آیند و بقیه دور ریخته می شوند.
دیر به دیر Login کردن به یاهو مسنجر چنانچه شما یک مدت طولانی، مثلا چند ماه به یاهو مسنجر Login نکنید، آفلاین های شما میپرد.
دیر رسیدن آفلاین ها به دست شما گاهی اوقات به دلایل نامشخص، آفلاین ها دیر به دست شما می رسند. مثلا، فردی دیروز برای شما آفلاین گذاشته، اما شما امروز وقتی وارد مسنجر می شوید آفلاین را نمی بینید. بلکه ممکن است در دفعات بعدی آن آفلاین به دست شما برسد.
اما چه کنیم که آفلاینهای خودمان را مجدد مشاهده کنیم؟
بدین منظور باید قسمت Message Archive یاهو مسنجر را فعال کنیم. بدین منظور از منوی Messenger به Preferences بروید. حالا به قسمت Archive رفته و تیک گزینه Yes , save all of my messages را بزنید. اکنون OK کرده و خارج شوید. پس از این کار تمامی آفلاینهایی که برای شما ارسال میشود در داخل Message Archive ذخیره میشود. برای مشاهده این قسمت از منوی Contacts به Message Archive بروید. تنها دقت کنید آفلاینهایی که برایتان ارسال میشود ولی هرگز به دست شما نمیرسند طبعأ در این قسمت هم ذخیره نمیشوند.
نوشته شده در چهارشنبه 1388/05/07 توسط مجید | لينك ثابت
|
شما با این ترفند که بااستفاده از دستورهای Dos درون ویندوز اجرا میشود میتواند هر گونه فایلی را که می خواهید از Mp3 گرفته تا Rar را درون یک فایل تصویری دیگر با فرمت JPG پنهان کنید. راست و دروغش پای نویسنده اون وبلاگ ، اما نوشته بود که USA Today گفته که گروه القاعده با استفاده از این روش پیامهای خود را از طریق سایت ebuy بین اعضای خودش ردوبدل میکرده !
برای این کار ابتدا شما به یک فایل تصویری نیاز دارید که باید فرمت آن JPG باشد و یک فایل دیگر که شما میخواهید آن را توسط این ترفند پنهان کنید.
دو فایل ذکر شده را به یکی از درایو هاتون منتقل کنید. البته فرق نمیکند که در کدام درایو یا فولدری قرار داشته باشد منتهی برای راحت تر شدن کار و سریع انجام گرفتن آن من آنها را روی درایو C قرار میدهم.
حالا به مسیر All Progarms > Accessories رفته و برنامه Command Prompt را اجرا کنید و با تایپ فرمان \cd به درایو C بروید. ( شما بسته به مسیری که فایل را در ان قرار دادید باید فرمان را تایپ کنید )
مهمترین مرحله کار اینجاست که باید در پنجره Command Prompt فرمان زیر را تایپ کنید.
در اینجا فایل تصویری ما myimage.jpg ، فایلی که میخواهیم پنهان کنیم filetohide.pdf و فایل جدیدی که به وجود می آید my_new_image.jpg نام دارد. شما باید با توجه به نام فایل هایتان دستور بالا را اجرا کنید.
کار تمام است و فایل ما هم اکنون درون تصویر JPG پنهان شده است که این را از تغییر اندازه فایل تصویری هم میتوان متوجه شد.
حال اگر میخواهید چند فایل مختلف را به این صورت درون یک فایل تصویری پنهان کنید پیشنهاد میکم که ابتدا آنها را بصورت یک فایل فشرده .Rar در آورده و سپس فایل .rar را به همان ترتیب بالا پنهان نمایید.
برای جدا کردن دو فایل ادغام شده تنها کافیست که باز هم با استفاده از همان فرمان دو فایل را از هم جدا نمایید .
copy /b my_new_image.jpg filetohide.pdf
copy /b my_new_image.jpg myimage.jpg
نوشته شده در چهارشنبه 1388/05/07 توسط مجید | لينك ثابت
|
بسیاری از کاربران وقت زیادی را در موتورهای جستجو و وب سایت های مختلف صرف میکنند تا آهنگ های مورد علاقه خودشان را به شکل رایگان از طریق اینترنت دانلود کنند. در این بخش قصد داریم یک ترفند جالب را به شما معرفی کنیم که با استفاده از آن میتوانید آهنگ های مورد علاقه خودتان را با فرمتهای مختلف از موتور جستجوی گوگل و بدون دردسر دانلود کنید.
اکنون دستور زیر رادر قسمت جستجو وارد کنید: intitle:index.of? Format IrPDF اکنون میبایستپارامترهای جستجو را جایگزین کنید: در دستور فوق بهجای واژه " IrPDF " میبایست نام خواننده مورد نظر را تنها به زبان انگلیسی وارد کنید. به جای واژه " Format " نیز بایستی فرمت مورد نظر آهنگ را تعیین کنید. برای درکبیشتر یک مثال میزنیم: در صورتی که به دنبال یک آهنگ از خواننده ای به نام OMID باشیم میبایست به جای IrPDF عبارت OMID را وارد کرده و به دنبال آهنگ با فرمت MP3 باشیم به جای Format عبارت MP3 را تایپ میکنیم . پسمیشود: intitle:index.of? Mp3 Omid حالا Enter میزنیم تا جستجو انجام شود. اکنون در صفحه جستجو میتوانید نتایج را داشته باشید ، باورود به هر نتیجه جستجو لیست آهنگ ها موجود است. کافی است روی نام آهنگ کلیک کنید و منتظر دانلود آهنگ بمانید. چندین مثال دیگر:
Alt ، اين کليد کوچک که در سطر آخر کيبورد که در ميان کليد ويندوز و Space جا خوش کرده است را چندان دست کم نگيريد! چون کليد بسيار کار آمد و با استفاده اي براي حرفه اي هاست. در اين جا قصد داريم شما را با 5 کاربرد جالب کليد Alt آشنا کنيم تا شما نيز به اهميت آن پي ببريد.
۱- براي رسيدن به properties کافيست Alt را نگه داشته و روي فايل مورد نظر دوبار کليک کنيد. ۲- کليد Alt در هر پنجره اي ، با يک فشار منوهاي پنجره را فعال مي کند و با ترکيب آن با هر کدام از حروف منوها، که زير آن خط کشيده شده است، پنجره مربوط به آن منو را باز ميکند. ۳- در مرورگر اينترنت اينترنت اکسپلورر ، ترکيب Alt و End شما را به آخرين صفحه اي که مشاهده کرده ايد ،خواهد برد. ۴- در مرورگر اينترنت اينترنت اکسپلورر، ترکيب Alt با يکي از دو کليد جهت راست و چپ ،عمل Back و Forward را انجام مي دهد. ۵- با ترکيب Alt و Tab شما مي توانيد به سهولت پنجره هاي فعال ويندوز را جابه جا کنيد.
نوشته شده در چهارشنبه 1388/05/07 توسط مجید | لينك ثابت
|
آنچه در داستان بزبز قندی بیشتر از همه به چشم میخورد و شک برانگيز است ،رفت آمد مادر بچه هاست به گونه ای که هیچ وقت در خانه نیست و گرگ نابکار از همین خلاء استفاده میکرد طی تحقیقات بنده و کاشف بعمل آمده مراودات مشکوکی دیده شده که بز بز قندی به بهانه تهیه علف تازه از خانه خارج میشود اما به محض اینکه دو سه تا کوچه از خانه دور میشود، تغییر ماهیت میدهد و به سرعت گوشی خود را که به یکی از خطوط اعتباری ایرانسل تجهیز شده در می آورد و به بی افش زنگ میزند ظرف ۵ دقیقه گوسفند فشنی با یک عدد پژو پارس اسپرت به سراغش می آید و با هم میروند صفا پدر که سه شیفته کار میکند. مادر هم که میرود صفا بچه ها هم تنها در خانه میمانند . کمترین خطري که تهدیدشان میکند گرگ پشت در است و بیشترین خطر شبکه های ماهواره ایی که از تلویزیون خانه پخش میشود و آنها بدون نظارت مادر میبینند . اینگونه میشود که بچه شنگول از آب درمی آید شنگول چرا شنگول است؟ مگر این روزها بدون آب شنگولی میتوان شنگول بود .شنگول را باید در ابتدا حد زد بعد به راه راست هدایت کرد و بعد بدنبال ساقی محل رفت و آنرا نیز با چند ضربه شلاق به راه راست هدایت کرد تا دیگر به طفل های معصوم آب شنگولی نفروشد منگول هم که بینوا مونگول است و هپلی اما حبه انگور که به غایت چند صندوق انگور است اهل طرب است و زید بازی . آخرین باری که گرگ به خانه بزبز قندی نفوذ کرد با نازک کردن صدا ،خودش را جای جی اف حبه انگور جا زده بود و وارد خانه شد خلاصه نرمال ترین شخصیت داستان همان گرگ است که هدفی منطقی را در کل داستان دنبال میکند و گرنه کلیه شخصیت های داستان به نوعی دچار انحرافات اساسی میباشند
نوشته شده در سه شنبه 1388/05/06 توسط مجید | لينك ثابت
|
▪ (راد استوارت:) خواننده سرشناس انگلیسی در هایگیت در شمال لندن به دنیا آمد و پدر و مادرش روزنامهفروشی داشتند. راد استوارت مدتی با باشگاههای (سلتیک) و (برنت فورد) کار میکرد بعد (گورکن) شد. در اوایل دهه شصت با (ویز جونز) خواننده فولکور آشنا شد و به موسیقی روی آورد و یک خواننده خیابانی شد. او دور اروپا سفر میکرد و آواز میخواند و پول جمع میکرد. جالب است بدانید که یک بار به جرم ولگردی از اسپانیا اخراج شد.
▪ شون (دیدی) کومبز: هنرپیشه و خواننده آمریکایی (روزنامه پخشکن) بود. در آن زمان او دوازده سال داشت و شاید هرگز فکر نمیکرد این شغل آغازی برای رسیدن به وضعیت کنونی اوست. او از همان ابتدا بلند پرواز بود.
▪ (تری هچر:) هنرپیشه هالیوود در پنج سالگی توسط شوهر خالهاش مورد آزار قرار گرفت و به همینخاطر مبتلا به مشکلات روحی شد. وقتی کمی بزرگتر شد به تحصیل در رشته بازیگری پرداخت ولی اولین شغل هچر در سال ۱۹۸۴ شغلی عجیب بود. او (تشویقکننده) تیم راگبی (سان فرانسیسکو )۴۹ بود و به خاطر آن پول میگرفت.
▪ (سیلوستر استالونه:) همیشه آدم خشنی بود. او زمانی (جاروکش قفس شیرها) بود. در پانزده سالگی همکلاسیهایش میگفتند او بیش از همه احتمال دارد که زندگیش را روی صندلی الکتریکی به پایان برساند. او بعدها با فیلم (راکی) به شهرت جهانی دست یافت.
▪ (دن براون) نویسنده رمان معروف (رمز داوینچی) که قبل از ساخته شدن، فیلم آن به زبانهای مختلف ترجمه شده بود، در یک دبیرستان به (تدریس) مشغول بود.
▪ (جنیفر لوپز:) مدتها قبل از آنکه به خوانندگی روی آورد و تبدیل به یک ستاره شود هر روز لباس سادهای بر تن میکرد و به دادگستری میرفت تا به شغل خود بپردازد چون او یک (مشاور قضایی) بود.
▪ (بیل موری:) کمدین آمریکایی بیرون یک بقالی میایستاد و شاه بلوط میفروخت. او مدتی نیز پیتزافروشی کرده است.
▪ (راش لیمبو:) مجری معروف رادیویی آمریکا کفش واکس میزد.
▪ (رابین ویلیامز:) هنرپیشه و کمدین معروف و محبوب هالیوود پانتومیم خیابانی اجرا میکرد.
▪ (تامی هیل فیگو:) از طراحان بنام و معروف لباس که لباسهای طرح او امروزه بر تن بسیاری از اهالی سرشناس هالیوود دیده میشود، زمانی که هیچ فروشندهای حاضر نشد شلوارهای جین طرح او را در مغازهاش بگذارد و به فروش برساند در کنار خیابان و پشت یک وانت آنها را میفروخت.
▪ (جری سینفلد:) کمدین، هنرپیشه و نویسنده آمریکایی تلفنی لامپ میفروخت.
▪ (دمی مور:) که سالهاست دوستدارانش برای گرفتن امضا از او هم به او دسترسی ندارند؛ زمانی برای یک مغازه ظروف کرایه کار میکرد.
▪ (جنیفر انیستون:) پیشخدمت رستوران بود.
▪ (براد پیت) شوهر سابق جنیفر انیستون و همسر فعلی آنجلینا جولی یخچال حمل میکرد.
▪ (گارت بروکس:) چند ماه قبل از اینکه رکورد جهانی را در موسیقی بشکند، فروشنده یک مغازه چکمهفروشی بود.
▪ (جک نیکلسون:) بازیگر قدیمی هالیوود در پستخانه کار میکرد.
▪ (استفان کینگ:) نویسنده، در یک مدرسه (سرایدار) بود و وقتی داشت کمدهای دانشآموزان را تمیز میکرد داستان اولین رمانش به ذهنش خطور کرد.
▪ (هریسون فورد:) نجاری میکرد و به این کار خیلی علاقه داشت. او هنوز هم هر وقت فرصتی داشته باشد به چوب و نجاری روی میآورد.
نوشته شده در سه شنبه 1388/05/06 توسط مجید | لينك ثابت
|
يك آدم خوش شانس:از بدو تولد موفق بودم، وگرنه پام به اين دنيا نميرسيد. از همون اول كم نياوردم، با ضربه دكتر چنان گريه اي كردم كه فهميد جواب «هاي»، «هوي» است. هيچ وقت نگذاشتم هيچ چيز شكستم بدهد، پي درپي شير ميخوردم و به درد دلم توجه نميكردم! اين شد كه وقتي رفتم مدرسه از همه هم سن و سالهاي خودم بلندتر بودم و همه ازم حساب مي بردند. هيچ وقت درس نخوندم، هر وقت نوبت من شد كه برم پاي تخته زنگ مي خورد. هر صفحه اي از كتاب را كه باز ميگردم، جواب سوالي بود كه معلمم از من مي پرسيد. اين بود كه سال سوم، چهارم دبيرستان كه بودم، معلمم كه من را نابغه مي دانست منو فرستاد المپياد رياضي!
تو المپياد مدال طلا بردم! آخه ورق من گم شده بود و يكي از ورقه ها بي اسم بود، منم گفتم اسممو يادم رفت بنويسم! بدون كنكور وارد دانشگاه شدم هنوز يك ترم از نگذشته بود كه توي راهروي دانشگاه يه دسته عينك پيدا كردم، اومدم بشكنمش كه خانمي سراسيمه خودش را به من رسوند و از اين كه دسته عينكش رو پيدا كرده بودم حسابي تشكر كرد و گفت: نيازي به صاف كردنش نيست زحمت نكشيد اين شد كه هر وقت چيزي از زمين برمي داشتم، يهو جلوم سبز ميشد و از اين كه گمشده اش را پيدا كرده بودم حسابي تشكر ميكرد. بعدا توي دانشگاه پيچيد: دختر رئيس دانشگاه، عاشق ناجي اش شده، تازه فهميدم كه اون دختر كيه و اون ناجي كيه! يك روز كه براي روز معلم براي يكي از استادام گل برده بودم يكي از بچه ها دسته گلم رو از پنجره شوت كرد بيرون، منم سرك كشيدم ببينم كجاست كه ديدم افتاده تو بغل اون دختره! خلاصه اين شد ماجري خواستگاري ما و الان هم استاد شمام! كسي سوالي نداره؟
نوشته شده در جمعه 1387/11/18 توسط مجید | لينك ثابت
|
مرد عربستاني به دليل پيدا كردن شماره تلفن يك جوان در كيف دستي همسرش، همسر خود را به وسيله بلندگو طلاق داد. به گزارش شيعه نيوز به نقل از جام جم، روزنامه عربستاني الرياض روز دوشنبه نوشت: اين زن به هيچ وجه انتظار نداشت همسرش او را در يك مركز تجاري و در برابر بيش از صد نفر با بلندگو طلاق دهد.
ماجرا به آنجا برمي گردد كه اين زن و شوهر عربستاني براي خريد به يكي از مراكز لباس مراجعه مي كنند. مرد براي خريد لباس به بخش مردان مي رود و زن به بخش زنان، در همين هنگام جواني براي آشنايي با زن، شماره تلفن همراهش را به وي مي دهد.
زن، شماره را مي گيرد و داخل كيفش مي گذارد اما غافل از اين موضوع است كه همسرش شاهد اين صحنه است.
مرد عربستاني به سرعت خود را به زنش مي رساند و از او مي خواهد كه كيفش را ببيند. زن امتناع مي كند. مرد اصرار مي كند تا بالاخره برگه شماره تلفن را پيدا مي كند.
مرد عصباني به محض ديدن شماره تلفن به طرف ميكروفون موجود در سالن مي دود و صدايش را بلند مي كند:
ايهاالناس! مشتريان اين مركز گوش كنيد! من شما را به شهادت مي گيرم كه من پسر فلاني، همسرم را همين جا سه طلاقه مي كنم.
مرد پس از اين اقدام، به طرف خودروي خود مي شتابد و زن و فرزندان را سرگردان در فروشگاه جا مي گذارد.
نوشته شده در جمعه 1387/11/18 توسط مجید | لينك ثابت
|
مرد جواني که خواهرش را قرباني شک خود کرده بود با تقاضاي قصاص از سوي مادرش مواجه و پرونده به دادگاه کيفري استان فارس فرستاده شد. چندي پيش ماموران پليس استان فارس با تماس تلفني ناشناسي باخبر شدند جسد زن جواني در يک گودال نزديکي يک کوره آجرپزي در جاده فسا رها شده است. با اعلام اين خبر ماموران در محل حاضر شدند و جسد غرق در خون زن جواني را داخل گودال پيدا کردند. پليس دريافت جسد متعلق به زن جواني به نام ليلا است که چند روز پيش خانواده اش گم شدن او را اطلاع داده بودند. در حالي که به نظر مي رسيد عامل اين جنايت خونين تمام سرنخ ها را از بين برده است آثار زخم هاي روي بدن ليلا نشان داد وي چند هفته قبل از مرگش با شخصي درگير شده و از آنجايي که اين زخم ها تازه است، بنابراين به نظر مي رسد پيگيري اين موضع بتواند به شناسايي قاتل منجر شود.
بررسي هاي انجام شده در مورد زخم ها نشان داد ليلا چند هفته قبل با برادرش باقر درگير شده و برادرش با ضربات چاقو او را زخمي کرده اما ليلا از برادرش شکايتي نکرده بود. ماموران براي بررسي اختلاف ليلا و برادرش، پسر جوان را دستگير کردند. باقر در تحقيقات فني به قتل خواهرش اعتراف کرد و گفت؛ من به ليلا مظنون بودم و فکر مي کردم او کارهاي خلاف انجام مي دهد، به همين خاطر هم با او درگير شدم و با چاقو وي را زدم. مي خواستم او را بکشم اما زنده ماند.
وي در مورد روز حادثه گفت؛ بعد از آن حادثه دوباره نقشه قتل خواهرم را طراحي کردم. به خانه برادرم رفتم و موتورسيکلت او را گرفتم و به سمت خانه ليلا رفتم. در خيابان خواهرم را ديدم، سپس سعي کردم به بهانه يي او را با خودم همراه کنم. اول مخالفت کرد اما من آنقدر اصرار کردم که سوار موتور شد. سعي مي کردم رفتارم را خيلي عادي نشان دهم حتي کنار جاده نگه داشتم و برايش خوراکي خريدم. وقتي وارد اتوبان شدم خواهرم شک کرد و پرسيد کجا مي روي، گفتم راه ميانبري بلدم که مي خواهم از آنجا بروم. دقايقي بعد وقتي وارد جاده خاکي شدم. او ديگر مطمئن شده بود که من قصدي دارم. هراسان از موتور پياده شد و اصرار کرد به او بگويم چه نقشه يي در سرم است. من سکوت کردم. خواهرم گريه مي کرد و در آن لحظه از کاري که مي خواستم بکنم، پشيمان شدم. خواهرم شروع به دويدن کرد و من به دنبالش رفتم و با چوب ضربه يي به او زدم. ليلا روي زمين افتاد. فکر کردم از ترس روي زمين افتاده. چندين بار او را صدا کردم، جواب نداد، بلندش کردم و ديدم مقدار زيادي خون از سرش رفته و او مرده است. بعد تصميم گرفتم جسد را از بين ببرم. آن را در گودالي در همان نزديکي انداختم.چند روزي بود که جسد خواهرم آنجا رها شده بود و من به شدت دچار عذاب وجدان شده بودم، به همين خاطر تصميم گرفتم به صورت ناشناس با پليس تماس بگيرم و نشاني جسد خواهرم را بدهم. بعد از اعترافات باقر، مادر وي برايش تقاضاي قصاص کرد. و به اين ترتيب کيفرخواست به اتهام قتل عمد براي باقر صادر شد.
نوشته شده در جمعه 1387/11/18 توسط مجید | لينك ثابت
|
جنایتكاری كه پس از آزار و اذیت خواهرزن پنج ساله اش او را به قتل رسانده بود دستگیر شد. عصر روز 20 مهرماه مردی به پاسگاه روستای مهرغان از توابع بخش میناب استان هرمزگان مراجعه كرد و گفت؛ دختر بزرگم باردار است و چون شوهرش روزها سر كار می رود برای اینكه او تنها نماند دختر پنج ساله ام زینب را به خانه او می فرستادم. صبح امروز داماد 22 ساله ام قنبر با موتور به دنبال زینب آمد و او را با خودش برد اما پس از آن دیگر هیچ كس دخترم را ندیده است.
در پی اظهارات این مرد داماد وی احضار شد و تحت بازجویی قرار گرفت. قنبر به كارآگاهان گفت؛ از وقتی كه زنم باردار شد هر روز زینب را به خانه مان می بردم تا همسرم تنها نباشد و شب ها وقتی از سر كار برمی گشتم دوباره او را به خانه شان برمی گرداندم. دیشب هم مثل همیشه زینب را به خانه پدرش بردم و او در خیابان به سمت در خانه شان رفت و از آن به بعد او را ندیدم.به دنبال اظهارات قنبر كارآگاهان به تحقیق از همسایه های خانه دختر مفقود شده پرداختند. اما هیچ فردی زینب را شب قبل از ناپدید شدنش ندیده بود.
از آنجا كه هیچ كس اظهارات قنبر را تایید نكرده و از سویی او در حرف هایش دچار ضدونقیض گویی شده بود وی بار دیگر تحت بازجویی قرار گرفت. قنبر در این مرحله از تحقیقات حرف های متفاوتی زد اما سرانجام از كشته شدن كودك پنج ساله خبر داد و گفت؛ شب حادثه در حالی كه زینب پشت موتورسیكلتم نشسته بود به طرف پمپ بنزین در حال حركت بودیم كه در بین راه ناگهان او از موتورسیكلت بر زمین افتاد. وقتی سراغ او رفتم متوجه شدم مرده است. من كه وحشت كرده بودم تصمیم گرفتم جنازه زینب را دفن كنم. در ادامه پیكر او را به یك باغ لیمو در روستای تخت بردم و خاك كردم.
در پی اظهارات این مرد و با دستور بازپرس جاوید امانی - بازپرس كشیك جنایی - اكیپی ویژه به محلی كه قنبر اعلام كرده بود رفتند و با كمك او توانستند جسد زینب را از یك گودال بیرون بكشند. در ادامه جسد مقتول پنج ساله در اختیار كارشناسان پزشكی قانونی قرار گرفت. از سویی قنبر كه تا این مرحله از تحقیقات اظهارات متناقضی را بیان كرده بود این بار ادعای دیگری مطرح كرد.
او گفت؛ آن روز به منزل پدرزنم رفتم تا زینب را به خانه ام ببرم. اما در بین راه مسیرم را تغییر دادم و خواهرزنم را به بهانه آبیاری به باغی در روستای تخت بردم. قرار بود پس از آبیاری باغ زینب را نزد همسرم ببرم اما یك لحظه فكری به سرم زد و او را مورد آزار قرار دادم. نمی دانم چطور شد اما وقتی به خودم آمدم دختر پنج ساله بیهوش شده بود. بلافاصله او را داخل حوض آبی كه آنجا بود انداختم تا به هوش بیاید اما سرش به یك سنگ برخورد كرد. خواستم او را از حوض بیرون بیاورم اما زینب مرده بود. از شدت ترس دست و پایم را گم كرده بودم. با كاری كه كرده بودم آبرویم در خطر بود. به همین دلیل تصمیم گرفتم خواهرزنم را همانجا سر به نیست كنم. جسد را داخل یك گونی گذاشتم و كنار چند درخت دفن كردم.
اعترافات این مرد جنایتكار در حالی بود كه گزارش پزشكی قانونی نیز تعرض به دختر پنج ساله را تایید می كرد.به گزارش ایسكانیوز به دنبال اعترافات تكان دهنده این مرد وی با صدور قرار قانونی روانه زندان شد و به زودی پس از صدور كیفرخواست در دادگاه كیفری مورد محاكمه قرار خواهد گرفت.
نوشته شده در جمعه 1387/11/18 توسط مجید | لينك ثابت
|
یك خانواده خوش شانس آمریكایی پس از گشودن جعبه بیسكویتی ، با یك پاكت که حاوی ۱۰ هزار دلار روبرو شدند. به نقل از خبرگزاری آسوشیتدپرس، یك خانواده اهل منطقه «ایروین» در كالیفرنیای آمریكا پس از آن كه یك جعبه بیسكویت را خریده و به عادت معمول مشغول باز كردن درب آن بودند، تا به هنگام چای عصرانه از آن بخوردند، یك پاكت حاوی ۱۰ هزار دلار درون جعبه یافته و شگفت زده شدند. مادر خانواده در مصاحبهای با رسانههای محلی، گفت: هنگامی كه پاكت را درون جعبه بیسكویت یافتیم، تصمیم گرفتیم صاحبش را بیابیم و یا اگر نتوانستیم صاحب پولها را بیابیم آن را به خیریه بدهیم. از این رو به فروشگاهی كه بیسكویت را از آن خریده بودم، مراجعه كردم و متوجه شدم، صاحب فروشگاه با یك زن میانسال در مورد پول گمشده ـ همان ۱۰ هزار دلار ـ جر و بحث میكند، به همین خاطر پول را به پیرزن پس دادم. این در حالی بود كه این پیرزن ۱۰ هزار دلار را در تمام عمر پسانداز كرده و بسیار وحشت زده شده بود از این كه پولش را به طور كامل و یك شبه از دست داده است.
نوشته شده در پنجشنبه 1387/11/17 توسط مجید | لينك ثابت
|
مردی در منچستر انگلیس بعد از ۴۳ سال بی خبری از خواهرش، او را در خیابان مجاور خانه خود در همسایگی اش پیدا كرد. «كن ویتی» خواهرش را بعد از ۴۳ سال بی خبری در فاصله ۳۰۰ متری از خانه خودش پیدا كرد. به گزارش میرور ، «كن» كه حالا ۶۴ ساله و خواهر كوچكش ۶۲ ساله است، گفت: ما در كودكی والدین خود را از دست دادیم و خواهرم پیش یكی از اعضای فامیل در شهر دیگری بزرگ شد و من وقتی ۲۱ ساله بودم مستقل شدم و دیگر از او بی خبر بودم تا اینكه كریسمس امسال تصمیم گرفتم برای پیدا كردن خواهرم یك آگهی در روزنامه محلی بدهم تا شاید از او خبری به دست آورم. خواهرم بعد از دیدن آگهی با شماره تلفن من تماس گرفت و گفت: سلام «كن» من «وان» هستم. من خیلی خوشحال بودم و باورم نمی شد. جالب اینجاست كه خواهرم یك خیابان آن طرفتر از من زندگی میكرده است و من هیچ وقت او را ندیده بودم. این خواهر و برادر كه حالا پدربزرگ و مادربزرگ هستند، هر كدام صاحب چند فرزند و چندین نوه هستند.
نوشته شده در پنجشنبه 1387/11/17 توسط مجید | لينك ثابت
|
زني در نيويورك آمريكا كه 4 سال پيش كليه خود را با عشق و علاقه به شوهرش داده بود، بعد از طلاق از او خواست كه كليه اش را به او پس بدهد.
بعد از جدايي اين زن و شوهر اين خانم تصميم گرفت به عنوان غرامت كليه خود را كه به شوهرش داده بود، از او پس بگيرد.
مرد بينوا به همسر سابقش گفت كه حاضر است 5/1 ميليون دلار به او بدهد ولي خانم نپذيرفت و اصرار دارد كه كليه خودش را مي خواهد.
به گفته پزشكان بعد از گذشت 4 سال كليه پيوندي با بدن اين مرد كاملا تطبيق پيدا كرده است و براي او خوب كار مي كند و درآوردن آن از بدن او برايش مشكلات زيادي به همراه دارد. ولي گوش خانم به اين حرف ها شنوا نيست و فقط كليه اش را مي خواهد.
جالب اينكه اين خانم به دادگاه شكايت كرده است و قاضي اين پرونده عنوان كرد كه تاكنون با چنين موردي برخورد نكرده است و نمي داند بايد چه تصميمي بگيرد. شما اگه جاي اين قاضي بودين چي ميگفتين ؟!؟!
نوشته شده در پنجشنبه 1387/11/17 توسط مجید | لينك ثابت
|
روزی، سنگتراشی که از کار خود ناراضی بود و احساس حقارت می کرد، از نزدیکی خانه بازرگـانی رد می شد. در باز بود و او خانه مجلل، باغ و نوکران بازرگان را دید و به حال خود غبطه خورد و با خود گفت: این بازرگان چقدر قدرتمند است! و آرزو کرد که مانند بازرگان باشد
در یک لحظه، او تبدیل به بازرگانی با جاه و جلال شد. تا مدت ها فکر می کرد که از همه قدرتمند تر است، تا این که یک روز حاکم شهر از آنجا عبور کرد، او دید که همه مردم به حاکم احترام می گذارند حتی بازرگانان. مرد با خودش فکر کرد: کاش من هم یک حاکم بودم، آن وقت از همه قوی تر می شدم در همان لحظه، او تبدیل به حاکم مقتدر شهر شد. در حالی که روی تخت روانی نشسته بود، مردم همه به او تعظیم می کردند. احساس کرد که نور خورشید او را می آزارد و با خودش فکر کرد که خورشید چقدر قدرتمند است او آرزو کرد که خورشید باشد و تبدیل به خورشید شد و با تمام نیرو سعی کرد که به زمین بتابد و آن را گرم کند پس از مدتی ابری بزرگ و سیاه آمد و جلوی تابش او را گرفت. پس با خود اندیشید که نیروی ابر از خورشید بیشتر است، و تبدیل به ابری بزرگ شد کمی نگذشته بود که بادی آمد و او را به این طرف و آن طرف هل داد. این بارآرزو کرد که باد شود و تبدیل به باد شد. ولی وقتی به نزدیکی صخره سنگی رسید، دیگر قدرت تکان دادن صخره را نداشت. با خود گفت که قوی ترین چیز در دنیا، صخره سنگی است و تبدیل به سنگی بزرگ و عظیم شد
همان طور که با غرور ایستاده بود، ناگهان صدایی شنید و احساس کرد که دارد خرد می شود. نگاهی به پایین انداخت و سنگتراشی را دید که با چکش و قلم به جان او افتاده است
طناب داستان درباره ی یک کوهنورد است که می خواست از بلندترین کوه ها بالا برود.اوپس از سال ها اماده سازی ماجراجویی خود را اغاز کرد
ولی از انجا که افتخار کار را فقط برای خود می خواست تصمیم گرفت به تنهایی از کوه بالا برود.شب ،بلندی های کوه را در برگرفته بود و مرد هیچ چیز را نمی دید. همه چیز سیاه بود اصلا دید نداشت ابر روی ماه و ستاره ها را پوشانده بود
همان طور که از کوه بالا می رفت پایش لیز خورد.در حالا که به سرعت سقوط می کرداز کوه پرت شد.در حال سقوط فقط لکه های سیاهی مقابل چشمانش می دیدو احساس وحشتناک مکیده شدن به وسیله ی قوه جاذبه او را در خود می گرفت
همچنان سقوط می کرد ، در ان لحظات تمام رویداد های خوب و بد زندگییش به یادش امد.اکنون فکر می کرد مرگ چقدر به وی نزدیک است ناگهان احساس کرد طناب دور کمرش محکم شدودر میان اسمان و زمین معلق ماند.در این لحظه سکون چاره ای برایش نماند جز انکه فریاد بزند
خدایا کمکم کن
ناگهان صدای پرطنینی از اسمان شنیده شد: چه می خواهی -ای خدا نجاتم بده واقعا باور داری که می توانم نجاتت دهم -البته که باور دارم اگر باور داری طنابی که به دور کمرت بسته است پاره کن
یک لحظه سکوت....ومرد تصمیم گرفت با تمام نیرو طناب را بچسبد گروه نجات می گویند که روز بعد یک کوهنورد یخ زده را مرده پیدا کردند.بدنش از طناب اویزان بود وبادستهایش محکم طناب را گرفته بود در حالی که او فقط یک متر از زمین فاصله داشت
کمک بزرگ به پدر از راه دور
پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود .تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی دوستدار تو پدر پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام 4 صبح فردا 12 نفر از مأموران Fbi و افسران پلیس محلی دیده شدند , و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند ؟ پسرش پاسخ داد : پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم
هیچ مانعی در دنیا وجود ندارد . اگر شما از اعماق قلبتان تصمیم به انجام کاری بگیرید می توانید آن را انجام بدهید مانع ذهن است . نه اینکه شما یا یک فرد کجا هستید
نوشته شده در پنجشنبه 1387/11/17 توسط مجید | لينك ثابت
|
یك پژوهشگر آمریكایی ادعا كرده در تلاش برای تولید قرصی است كه با خوردن آن انسان، عاشق میشود.
لاری یانگ ــ پژوهشگر مركز تحقیقات ملی اولیه یركز در دانشگاه ایموری در آتلانتا ــ طی مطالعات خود روی اساس شیمیایی تمام احساسهای مهم انسان از جمله عشق آزمایش و بررسی میكند.
دكتر یانگ تاكید دارد كه هدف نهایی وی از انجام این مطالعات در واقع عاشق كردن مردم نیست، بلكه وی قصد دارد به حقایقی درباره بیماریهای سخت روانی مانند اوتیسم كه روی توان ایجاد ارتباطات اجتماعی تاثیرگذار است، دست یابد.
وی در حال مطالعه روی تركیبات شیمیایی مغزی است كه در ارتباطات احساسی نقش دارند.
یانگ درباره تحقیقات خود میگوید: بیولوژیست ها به زودی میتوانند وضعیتهای روانی خاصی را كه با عشق در ارتباط هستند به زنجیرهای از اتفاقات زیست شیمی هستند، كاهش دهند.
نتایج این تحقیق در مجله نیچر منتشر شده است
نوشته شده در پنجشنبه 1387/11/17 توسط مجید | لينك ثابت
|
فارس: پليس نيجريه يك بز را به اتهام سرقت مسلحانه بازداشت كرد. روستاييان معتقدند كه يك سارق مسلح براي فرار، خود را جادو كرده و تبديل به بز شده است.
روستاييان اين بز را در حالي به ايستگاه پليس بردند كه مدعي بودند اين بز همان سارق مسلحي است كه قصد دزديدن يك خودرو مزدا 323 را داشته و براي فرار با استفاده از جادوي سياه خود را به بز تبديل كرده است.
تونده محمد، رئيس پليس منطقه كوارا در گفتگويي تلفني به رويترز گفت:"اين گروه روستاييان پس از مراجعه به پليس اعلام كردند كه در حال قدم زدن بوده اند كه عده اي اوباش را ديده اند كه قصد دزديدن يك خودرو را داشته و آنها را تعقيب كردهاند اما يكي از آنها فرار كرده و ديگري تبديل به بز شده است."
وي گفت:"ما نميتوانيم اين ماجرا را باور كنيم اما بز را بازداشت كردهايم. ما نميتوانيم اقدامات خود را بر اساس باورهايي تخيلي انجام دهيم. اين چيزي است كه بايد از نظر علمي اثبات شود."
اعتقاد به جادوگري در بخشهايي از نيجريه پر جمعيتترين كشور آفريقايي بسيار گسترده است.
نوشته شده در سه شنبه 1387/11/15 توسط مجید | لينك ثابت
|
همه ما شنيدهايم كه نوشابههای گازدار برای سلامتی مضر است، اما آيا میدانيد: *در بسياری از ايالتهای آمريكا، مامورين پليس راه دو گالن كوكاكولا در صندوقعقب ماشينشان دارند تا در صورت تصادف رانندگی، خون را با كمك آن از جاده پاك كند. *اگر تكهای از گوشت گاو را در يك كاسه كوكاكولا قراردهيد، پس از دو روز ناپديد میشود. *برای تميز كردن توالت: يك قوطی كوكاكولا را داخل كاسه توالت بريزيد و يك ساعت صبر كنيد، سپس با آب پر فشاربشوييد. اسيد سيتريك موجود در كوكاكولا لكهها را از سطوح چينی میزدايد. *برای برطرفكردن لكههای زنگ از سپر آبكرم كاری شده اتومبيل: سپر را با يك تكه كاغذ (فويل) آلومينيوم مچالهشده آغشته به كوكاكولا بساييد. *برای تميز كردن فساد قطبهای باتری اتومبيل: يك قوطی كوكاكولا را روی قطبها بريزيد تا با غليان كردن، آن را تميز كند. *برای شل كردن پيچ و مهرههای زنگ زده: تكهای پارچه را كه در كوكاكولا خيس شده است برای چند دقيقه بر روی پيچ و مهره قرار دهيد. *برای پختن گوشت ران آبدار: يك قوطی كوكاكولا را داخل ماهیتابه خالی كنيد، گوشت را لای كاغذ آلومينيوم بپيچيد; و داخل ماهیتابه بپزيد. سی دقيقه قبل از اتمام پخت، كاغذ آلومينيوم را باز كنيد، و آب گوشت را با كوكاكولای داخل ماهیتابه مخلوط كنيد تا سس قهوهای رنگ عالیای به دست آيد. *برای پاك كردن چربی از لباسها: يك قوطی كوكاكولا را داخل ماشينلباسشويی پر از لباسهای چرب خالی كنيد، پودر لباسشويی اضافه كنيد و ماشين را روی دور عادی روشن كنيد. كوكاكولا به تميز شدن لكههای چربی كمك میكند. *كوكاكولا همچنين بخار آب را از روی شيشه جلوی اتومبيل تميز میكند. (در مناطق سرد و مرطوب، مثل Midwest درشمال ايالات متحده آمريكا، گاهی اوقات شيشه جلوی اتومبيل از بيرون بخار میكند كه با برفپاككن پاك نمیشود. و جهت اطلاع شما: *ماده موثر كوكاكولا اسيد فسفريك با PH برابر2.8 است. اسيد فسفريك ناخن را در مدت حدود ۴ روز حل میكند. همچنين كلسيم را از استخوانها میزدايد و عامل اصلی افزايش روزآفزون پوكی استخوان است. *برای حمل محلول كوكاكولا (محلول غليظ شده)، كاميونهای حامل بايد از علامتهای ويژه "مواد خطرناك" كه برای حمل مواد بهشدت خوردنده در نظر گرفته شده است استفاده كنند. (يكی - دوماه قبل يك كاميون حامل محلول غليظ شده نوشابه در سد قشلاق اطراف سنندج كه آب شرب اين شهر را تامين میكند، سقوط كرد. ) *توزيعكنندگان كوكاكولا بيش از ۲۰ سال است كه از كوكاكولا برای تميز كردن موتور كاميونهای خود استفاده میكنند.
نوشته شده در شنبه 1387/11/12 توسط مجید | لينك ثابت
|
به گزارش خبرگزاري فارس و به نقل از روزنامه ديلي ميرر، باشگاه چلسي در حال رايزني براي به خدمت گيري دانيل كارداناس است كه تنها يازده سال سن دارد. اين گزارش حاكي است فرانك آرنسن، مسئول استعداد يابي باشگاه چلسي از مدت ها قبل، اين بازيكن خردسال،اما خوش آتيه را زير نظر گرفته و به اين نتيجه رسيده كارداناس در سال هاي آتي به پديده اي در عرصه دروازه باني تبديل خواهد شد. آرنسن كه به گفته خود شاهد 10 بازي كاردناس در تيم خردسالان بارسلونا بوده، از باشگاه چلسي خواسته از هم اكنون براي به خدمت گيري اين پديده سعي و تلاش كند. شنيده مي شود باشگاه چلسي حاضر است رقم قابل توجهي بابت اين بازيكن كم سن و سال بپردازد.
نوشته شده در شنبه 1387/11/12 توسط مجید | لينك ثابت
|